بعضی از آداب ظاهری زیارت

1-نیت باید خالص برای رضای خدا باشد 2-از مال حلال باشد یعنی خمس وزکات آن مال را داده باشد.حق الناس در آن نباشد3-غسل کند در غسل این دعای جالب هست که خدایا خودم قلبم را پاکیزه کن تا یک  آمادگی برای زیارت پیدا کنم

4-ترک کلام بیهوده ومخاصمه در مسیر زیارت.مستحب است انسان در مسیر زیارت ذکر گوید 5-جامه ی نو بپوشد6-خشوع داشته باشد با دل شکسته به زیارت برود.اجازه بگیرد،اذن دخول  بخواند البته اگر سواد ندارد به هر زبانی که بلد است اجازه ی ورود بخواهد و همان دل شکسته خود اذن دخول است

7-خواندن زیارت نامه اما اگر بلد نیست می تواند قران بخواند واگر قرآن خواندن بلد نیست سوره قل هوالله را 100 مرتبه بخواند یا 100 صلوات بفرستد

8-رعایت حال زایران را بکند یعنی دیگران را بربی زیارت کردن خود اذیت نکند

9-نماز اول وقت را به خاطر زیارت از دست ندهد

معرفت هایی که انسان را به بهشت میبرد

حضرت علی فرموده اند:هرکس این 6 ویژگی را داشته باشد به بهشت میرود 1-کسی که خدا رابشناسد واین خدا شناسی زمینه اطاعت او شود .وهرکسی از یک راهی خدا را می شناسد  یکی دانشمند است از ذرات آزمایشگاهی خدا را می شناسد ویک پیرزن هم از چرخ نخ ریسی اش پی به وجود خدا می برد

2-کسی که شیطان را بشناسد.شیطان حربه های مختلف دارد.گاهی بغض و عداوت و دشمنی در دلها ایجاد می کند گاهی در مال واولاد انسان شریک می شود.شیطان شناسی باعث میشود که انسان از او اطاعت نکند3-حق شناسی کسیکه حق را بشناسد واز آن تبعیت کند 4-کسی که باطل را بشناسدواز آن پرهیز کند.بعضی هستند که باطل را به جای حق وحق را به جای باطل می شناسند یا جای حق و باطل را عوض می کنند. بعضی هم حق را کتمان می کنند. پس باید باطل راشناخت واز آن دوری کرد

5-کسی که دنیا را بشناسد وآن را ترک کند نه اینکه اسلام با ترک دنیا موافق است بلکه دنیا بر او امیر نشود حب دنیا اورا به گناه نکشد6-کسی که آخرت را بشناسد وآن را طلب ی از مهمترین نقاط ضعف ما عدم معرفت است اگر کسی کنه بهشت را بشناسد دنبال آن میرود واگر کنه جهنم را بشناسد خود را از آن دور می کند.

ما چه وظایفی نسبت به رسول اکرم صلوات الله علیه داریم

طبق آیات قرآن ما دو دسته وظیفه نسبت به رسول اکرم داریم.یک دسته وظایف ایجابی هستند ویک دسته وظایف سلبی هستند.

وظایف ایجابی1-در برابر پیامبر خدا باید ادب داشته باشیم.خداوند فرموده قطعا خدا وملایکه اش بر پیامبر درود می فرستند     شما هم درود بفرستیدوخلاف فرمان پیامبر عمل نکنید 2-اطاعت از پیامبر در همه ی جنبه هااست هم جنبه های موضعی هم طریقی.منظور از جنبه های طریقی.یعنی دستوراتی که خدا گفته را انجام دهیم..جنبه های موضوعی مثلا پیامبر فرموده سنت من آن است که با فقرا نشست وبر خاست کنید3-هر آن چه که پیامبرفرموده ما بگیریم نه اینکه بعضی دستورات را بپذیریم ولی بعضی  دستورات را که به ضرر ماست نپذیریم.مثلا بعضی می گفتند ما حاضریم بت نپرستیم ولی حاضر نیستیم شراب نخوریم.

وظایف سلبی-در اول سوره حجرات آمده ای مردم از خدا وپیامبر جلو نیفتید. مثلا بعضی ها ترک دنیا می کردند رهبانیت را می گزیدند.اما رسول خدا با رهبانیت کاملا مخالف بودند. یا بعضی ها زیر بار صلح   حدیبیه نمی رفتند .بعضی از پیامبر جلو تر حرکت می کردند.یا بعضی از اصحاب دچار غلو می شدند وبه امام می گفتند تو خدای ما هستی-در قرآن آمده صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر نبرید.در همین زمان هم بعضی می روند زیارت یک امام معصوم مثلا امام رضاوفریاد می زنند ،جیغ می کشند که این بی احترامی به معصوم است.

سخنانى حكمت آميز از امام حسن (ع)

 

كسى از امام خواست تا يكى از هم صحبتان و دوستان امام باشد. حضرت به او فرمود: مبادا كه ستايشم كنى كه من از تو به خودم آگاهترم و دروغگويم شمارى كه دروغگو نظر و ايده اى ندارد، يا نزد من از كسى غيبت كنى. آن مرد پس از شنيدن شرايط به امام گفت اجازه دهيد كه مرخص شوم فرمود آرى اگر مى خواهيد برويد. مردى به ايشان عرض كرد اى رسول خدا من از شيعيان شما هستم. امام فرمود اى بنده خدا اگر مطابق امر و نهى ما عمل كردى و مطيع فرمان ما بودى راست گفته اى و اگر چنين نباشى با ادعاى مرتبه والايى كه سزاوارش نيستى بر گناه خود افزوده اى. نگو كه من شيعه شما هستم بلكه بگو من از دوستداران و هواداران شما و دشمن دشمنان شما هستم و بر سلامت باش.

امام مجتبى (ع) به شخصى فرمود اگر بدون داشتن طايفه و عشيره خواستار عزت هستى و بدون قدرت و موقعيت مى خواهى با هيبت و ابهت باشى، از خوارى و زبونى معصيت خداى درآى و به عزت طاعت الهى روى آر.

امام حسن (ع) خطاب به فرزندان خود و برادرش فرمود:

اى فرزندان من و برادرم، شما امروز كودكان اين قوميد و چندى ديگر از بزرگان قوم آينده مى شويد پس دانش بياموزيد و هر كه نتواند آن را حفظ يا روايت كند آن را بنويسد و نگه دارد.

شخصى در آخرين روزهاى حيات امام حسن (ع) به عيادت حضرت رفت، از امام پند و اندرز خواست. امام در ضمن كلامى طولانى به او فرمود:

استعد لسفرك و حصّل زادك قبل حلول اجلك...

آماده سفر آخرت باش و پيش از فرارسيدن مرگ توشه بردار، غم روز نيامده را مخور و بدان كه هيچ گاه مالى بيش از مصرف خود گرد نمى آورى مگر آنكه براى ديگران مى اندوزى بدان كه در حلال خدا حساب است و در حرام آن عقاب و در شبهات آن عتاب. چندان براى دنيا بكوش كه گويا هميشه زنده خواهى ماند و چنان براى آخرت تلاش كن كه گويى فردا خواهى مرد.

و به فرزندش فرمود: فرزندم با كسى دوستى مكن تا آن كه به خوبى او را بشناسى و چون او را آزمودى و به دوستى او راضى شدى برادر وار لغزش هاى او را ناديده بگير و در مشكلات ياريش رسان.

و نيز فرمود: دانش خود را به ديگران بياموز و دانش ديگران را فراگير، در اين صورت هم دانش خود را استوار داشته اى و هم آنچه نمى دانستى آموخته اى.

و فرمود هلاكت مردم در سه چيز است: تكبر، حرص، حسد. تكبر موجب نابودى دين است و موجب لعنت ابليس شد. حرص دشمن جان است و باعث اخراج آدم از بهشت گرديد و حسد رهنمون به بدى هاست و سبب شد قابيل هابيل را بكشد.

و از سخنان اوست كه فرمود بيناترين ديده آن است كه در خوبى نفوذ كند و خوبى ها را ببيند و شنواترين گوش آن است كه پند و اندرز را بشنود و از آن سود برد و سالم ترين دلها آن است كه از شك و شبهه پاك باشد.

و فرمود هر كس پيوسته مسجد رود به يكى از هشت چيز دست يابد. نشانه اى محكم، برادرى سودمند، دانشى تازه، رحمتى قابل انتظار، كلامى كه او را به هدايت رهنمون شود يا از گمراهى باز دارد، ترك گناه از شرم يا ترس.

رحلت پیامبر اسلام

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزديک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد».

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد».

روزی ديگر پيامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کليد گنجهای ابدی دنيا و زندگی ابدی در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگی در دنيا و لقای خداوند مخير شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجيح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

«اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاريک شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئيد. آگاه باشيد که من درباره ثقلين از شما می پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنيد، زيرا که خدای لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشی نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهی نکنيد که به هلاکت می‌رسيد».

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرين فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرين روزها پيامبر به علی (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم».

پيامبر (ص) علی (ع) را به خود نزديک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بيماری پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد».
ام سلمه، همسر پيامبر گفت: «علی را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگری نيست».
 
هنگامی که علی (ع) آمد، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده‌های پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم». سرانجام پيامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.

.

تسلیت اربعین حسینی

اربعین امام حسین تسلیت باد

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».