ده فرمان برای اعتماد به نفس

      ده فرمان برای اعتماد به نفس

1)پیش از آنکه واقعا موفق شوید شکست را تجربه کنید.

2)اعتماد به نفس را با خود بینی اشتباه نگیرید اعتماد به خود یعنی خود را باور داشتن

3)باور به توانایی های خود درعبور از موانع راداشته باشید.

4)باور به توانایی خود برای در خواست کمک از دیگران.

5)افراد موفق را پیدا کنید واز آنها بیاموزید.

6)باور به توانایی های خود در بیان احساسات خود.

7)باور به توانایی خود در ایجاد ارتباط معنی دار ومحبت آمیز با دیگران

8خود را به صورت مشروط دوست نداشته باشید مثلا با خود بگویید اگر کارم درست شود اگر بدهکار نباشم خودتان را همانطور که هستید دوست بدارید.

9)اعتماد به نفس حقیقی به آن معنا نیست که هیچ نگرانی ندارید اعتماد به نفس واقعی یعنی ایمان به خود علی رغم ترس هایتان

10)برای شروع کار جدید همین حالا شروع کنید واز این هراس نداشته باشید آن چه را که می خواهید هرگز به دست نمی آورید.

حکایت از ابو سعید ابوالخیر

چند حکایت در مورد ابو سعید ابوالخیر

روزی ابو سعید ابوالخیر در مسجدی قرار بود صحبت کند. مردم از همه روستاهای اطراف برای شیندن سخنان او هجوم آوردند .در مسجد جای برای نشتن نبود و عده ای هم بیرون ایستاده بودند. شاگرد ابو سعید روی به مردم کرد و گفت تو را به خدا از آنجا که هستید یک قدم پیش گذارید مردم قدمی پیش گذاشتند .سپس نوبت سخنرانی ابو سعید شد. ابوسعید از سخنرانی خوداری کرد وگفت من صحبتی ندارم.اطرافیان حیرت زده علت را پرسیدند وگفتند مگر می شود .این همه مردم برای شینیدن سخنان شما آمده اند ولی باز هم ابو سعید بر سر حرف خود ایستاده بود وقتی با اصرار اطرافیان مواجه شد گفت همه حرفی که من می خواستم بگویم شاگردم زد.او گفت از جایی که ایستاده اید یک قدم پیش بیایید ومن نیز این سخن را می خواهم ظرف مدت یک ساعت در لابه لای سخنانم به مردم بفهمانم.

ادامه نوشته

اهل

                             اهل

اهل اخلاص باش                        اهل ریا مباش

اهل حال باش                             اهل قال مباش

اهل عرش باش                           اهل فرش مباش

اهل نور باش                             اهل گور نباش 

حکایت حاکم وزبان

         حکا یت حاکم وزبان

روزی حاکمی به وزیرش گفت : امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند وبیاورند .وزیر دستور داد .خوراک زبان آوردند .چند روز بعد حاکم به وزیرش گفت امروز می خواهم بد ترین قسمت گوسفند را برایم بیاوری  وو زیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند. حاکم با تعجب گفت یک روز از تو بهترین خواستم ویک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟وزیر گفت. قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست وبدترین دشمن نیز بازهم زبان اوست.

زندگی

سای بابا عارف مشهور هندی زندگی را چنین می سراید

زندگی یک آواز است            آن را بخوان

زندگی یک بازی است            آن را بازی کن

زندگی یک مبارزه است          با آن مقابله کن

زندگی یک رویا است             به آن واقعیت ببخش

زندگی یک فداکاری است         آن را عرضه کن

زندگی یک عشق است               از آن لذت ببر 

پیامبر رحمت    

ای پاک تر از پاک                ا ی زهره افلاک

ای ناز تر از ناز                    ای محرم هر راز

ای ناب تر از ناب                 ای گو هر نا یاب

ای خوب تر از خوب              پیغمبر محبوب

 

ملائک آهنگ روحانی می نوازند کوچه ها در آغوش شب آرمیده اند .هاله ای از سکوت نهمه شب سرتا سر گیتی را فرا گرفته است .اما باز هم آن آسمانی ترین چشمها بیدار است وآن پاک ترین لبها عاشقانه ترین واژه های دلدادگی با معبود را نجوا می کند .رایحه راز ونیازش شامه ها را مدهوش ساخته .بر سجاده سبز نمازش ملائکه فرو می نیشیند و دل مهربانش مثل ابربهار گرفته وبه قدر هزار دریا گریه دارد. گویی جراحتی در دل دارد که آن را هیچ التیامی نیست .نسیم آهش که از مجمر دل بر می خیزد.ابر های سراسر سفید را می تکاند وهزار رگ باران از مژگان آسمان می گشاید .او خود سربر خاک نهاده اما کبوتران سر را به قدومش می سایند.فرشتگان چون هاجر بین صفا ومروه وجودش می گردند.آسمان دلش پذیرای مقدم تمام ستارگان شده است وآنان حریم کبریائی اش را طواف می کنند .ای پیامبر رحمت ذره ای از زلال عاطفه در کام عطشناک ما هم بریز تا کویر تشنه روحمانسیراب گردد .ودلهای تیره مان درآن زمزم معنویت پاک ومعطرگردد.

 

 

 

امامت امام زمان عج مبارک باد

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

ای نیکو ترین تفسیر عشق خورشید در جبینت غنوده و ماه از رخسارت نور باران شده است .آسمان سترک وهماره آبی  لحظه   لحظه حضور تو را ترسیم می کند .ای یوسف قبیله نور با ر ها حدیث فراق از وصل تورا بر پهنای نمور این خاک نالیده ایم و ورق پاره های دلمان را به چاه غربت می ریزیم .سال هاست در کوچه پس کوچه های انتظار بدنبالت می گردیم . اما هر بار به بن بست می رسیم . ما در هوای پاک تنفس تو سبز شد یم ورشد کردیم و با یاد حضورت روح را در پیکرمان احساس می کنیم .ای نگین گرانبهای سامرا جهانی پر از غزل برایت ساخته ایم و چشم به راهت دوخته ایم. ای خوشا آنروزی که مناره ها تکبیر عشق سر دهند و حصار ها ی جدایی شکسته شود .ما نیز در حریم عاشقانه هر روز مان این عبارت ملکوتی را با همه وجود ادا می کنیم.

                                                                                     اللهم عجل لولیک الفرج