وظایف کسانی که نزدیک به زمان ظهور هستند

 

حقایق وآگاهی ها همیشه وهمه جا یکی هستند اما مهم است که کلام حقیقت وآگاهی را کجا به کار ببریم.

رذایل وفضایل همیشه بوده اند اما بعضی از رذایل وفضایل در یک زمان حساسیت خاص وفوق العاده

پیدا می کنند.بعضی ها فکر می کنند چون امامان ما مظلوم بوده اند به خاطر مهربانی ورحمتشان است.

اما اینطور نیست بلکه حکمت وظرفیت مردم ایجاب می کند که امام نتواند بعضی از وظایف خود را

انجام دهدومظلوم واقع می شد.امام زمان وقتی ظهور کردند امام مظلومی نیستند.حضرت حکم داوودی

خواهد کردومصلحت های بالاتر را خواهد دید واز علم غیب به قدر کافی استفاده خواهد کرد.مواجه

شدن با چنین امامی کار هر کسی نیست .آمادگی می خواهد. کسی از استاد خود پرسید چرا مردم علی (ع

را تنها گذاشتند.او با اینکه آدم خیلی مذهبی نبود گفت:چون کسی مثل علی نبود او از مردم خیلی فاصله

داشت مردم کسی مثل خودشان را پذیرفتند.آن شخص اعتراض کرد چرا فکر نکردی واین حرف را زدی

استاد از او پرسید تو در دست راستت چند انگشت داری ؟او گفت :5 انگشت دارم .استاد گفت چرا فکر نکرده  جواب دادی؟گفت چون معلوم است .استاد هم گفت من هم چیزی را گفتم که کاملا برایم واضح

است.امام زمان با عقل حکومت میکند. مثل ما نسبت به حضرت مثل موسی (ع)است نسبت به خضر (ع

است.حضرت خضر به حضرت موسی فرمود تو نمی توانی مرا تحمل کنی تو نباید حتی در مورد

کارهای من سئوال کنی.من خودم توضیح می دهم اما موسی با اینکه پیامبر اولوالعزم بود نتوانست تحمل

کند.امام زمان با عقل کل حکومت میکند.اگر ما در عصر غیبت آمادگی پیدا نکنیم،انتقاد پذیری وانعطاف

پذیری عقلانی ما زیادنشود اجتهاد وفقاهت امام را زیر سئوال می بریم.در روایات است که امام زمان

در حکومت خود به بینه نیاز نداردوبا نشانه کار میکند.در قضاوت با علم خود کار میکند شاهد نمی خواهد.اگر قرارحق حاکمیت داشته باشدباید همه اش باشد.در جامعه ای  که درنهات حق است روزنه ای

هم نباید بسته یا خالی بماند.حتی اگر یک روزنه مسدود باشد از همان روزنه حق نابود می شود.مثل هواپیما که اگر بخواهد پرواز کند حتی اگر یک سوراخ 2سانتی متری باشد هوا وارد شود دیگر

نمی تواند پرواز کند.کسانی که می گویند کمی از حق بیاید تا ما نفس بکشیم به درد تمنای ظهور

نمی خورند.امام زمان با نشانه هایی که برایشان قطعی الدلاله است کار می کنند.امام زمان دست روی مومنان می کشند تا عقلشان زیاد شود تا حد اقل کمی از کارهای امام رابفهمند.در روایات آماده است  سر

مردمان زمان امام زمان خون به جگر امام میکنند با آیات قران البته امام با ایشان مبارزه می کند.درست

است که زمان ما امام معصوم نیست اما تعاملات عقلانی که وجود دارد الان باید تمرین کنیم.امام

بعد از ظهور گردن کسانی را می زند که اسیر خودشان هستند عقلشان را پویا وفعال نکردند.امام صادق در کافی از حضرت علی نقل کردند کسانی که با امام زمان می آیند  اختلاف خواهندکرد در قرآن .امام زمان

با انها مبارزه می کند وآنها را گردن می زند البته معلوم نیست درجه انکار آنها چقدر است که امام آنها

راازبین میبرد.هرکس میخواهد حقیقت دین را بفهمد باید در معانی قرآن تفکر کند.ما نباید خودمان را

معطل تا امام زمان بیاید.ظرفیتمان را باید همین حالا بالا ببریم.به قول فرمایش آیت الله بهجت فرج کلی امام گرچه حاصل نشده است ولی هر کس می تواند برای خودش فرج جزئی ایجاد کند آنوقت میشود

مثل بانویی که امام ومعصوم نبود اما وقتی در کوفه فریادهای پر احساس او را حضرت سجاد شنید

احساس کرد عمه اش دارد جان می دهد صدا زد عمه جان گر توعالمه ی غیر معلمه ای وخودت

می دانی کجا فریاد بزنی وکجا ساکت باشی اما آرام بگیر من تاب ندارم تو این گونه باشی.

حدیث از پیامبر

پیامبر صلوات الله علیه فرمودند

موتوا قبل ان موتوا   بمیرید قبل از اینکه بمیرید.

منظور حضرت این است که همان گونه که مرده در مقابل غسال هیچ

اراده ای ندارد واو می تواند مرده را به هرطرف غلت بدهد ومرده

تسلیم اوست ما هم باید همین گونه تسلیم دستورات خدا باشیم.

رضایت به قضای حق

رضایت به قضای حق

از مناجات محبان امام سجاد

امام سجاد در پیشگاه خدا عرضه میدارد خدایا ما را از کسانی قرار ده که از قضای خود

آنها را خرسند کرده ای.پیامبر فرمودند خدا فرموده کسی که راضی به قضای من نباشد

وایمان به قدر من ندارد پس به دنبال خدایی غیر از من باشد.همه ی حوادث عالم معلول اراده خاص حضرت حق است حتی برگی که از درخت می افتد با اذن واجازه خداست پس

چگونه وقایع بزرگ بدون اجازه حضرت حق تحقق پیدا می کند.اگر ما راضی به قضای

خداوند خداوند نباشیم باید بعضی از وقایع را معلول اراده  خدای دیگری بدانیم.اگر اعتقاد

داریم که همه چیز از خداست پس چراناراحت می شویم وشکوه می کنیم.اگر شکوه کنیم

یعنی ما راضی به این اراده خدا نبودیم.مگر میشود دو اله در عالم داشته باشیم  که وقایع

پسندیده را به خدای اول ووقایع ناپسند را به خدای دوم نسبت دهیم.توحید یعنی شکستن

این اعتقادوایمان به خدای بلا شریک که وجوب وجودش اجازه نمی دهد دیگری شریک او

قرار گیرد.همه هستی را وجود او احاطه کرده است.در همه اجزائ هستی اراده خدا وجود

داردوچون همه اتفاقها معلول حضرت حق است پس شیرین وارزشمند است.پس دیگر جای

آن ندارد که بپرسیم چرا این اتفاق افتاد ویاشکوه کنیم.

دعا کردن

 

در اسلام بردعا کردن قطع نظر از اجابت خیلی تاکید شده است.دعا نشانه ی عقل وخرد

است.روایت است که عالمترین وعاقلترین انسانها کسانی هستند که دعا می کنند .یک نفر

خدمت امام صادق رسیدوپرسید کسی که نماز مستحبی زیاد می خواند وکسی که دعا زیاد

می کند کدامیک برتر است امام فرمودند هر دو خیلی خوب است اما دعا بالاتر است شاید

فلسفه سخن امام این باشد که اگر کسی قرآن بخواند بدون دعا این اندیشه خطرناک است

خدا قلب مومن را با دعا زنده می کند. در قرآن 160دعا هست که 80تای آنها از انبیا است.

برای نزدیک شدن به خدا باید بیشتر ازاو چیز بخواهیم اما برای اینکه به مردم نزدیک شویم

از آنها باید کمتر چیز بخواهیم.روایت است بعضی ها وقتی گرفتار می شوند ودعا می کنند

فرشته ها می گویند این صدا نا آشناست.البته در دعا نکاتی هست مثلا خدا به موسی وحی

کرد با زبانی که گناه نکرده ای دعا کن .عرض کرد چگونه.فرمود به دیگران بگو در مورد

تو دعا کنند.شخصی خدمت پیامبر آمد وعرض کرد من سه تا عیب دارم .بخیل وترسو هستم و

خیلی می خوابم.پیامبر دعا کردند خدایا این عیبها را بر طرف کن. از آن به بعد کسی شجاع

تر کم خواب تر وسخی تراز او ندید.

بعضی از دعا ها زمینه اجابت ندارند.یعنی شرایطی می خواهد که فراهم نیست.

مثلا حضرت موسی از خدا خواست که مردم پشت سرش حرف نزنند.اما این دعا مستجاب

نشد.امام صادق فرمودند جدم رسول خدا فرمودند :5گروه هستند که دعایشان مستجاب

نمی شود1-کسی که پدر ومادرش را نفرین کند2-کسی که پول دست کسی بدهد بدون مدرک

وبرای اینکه پولش بر گردانده شود دعا کند.کسی که در خانه اش بنشیند وبگوید خدایا به من

روزی بده4-کسی که خدا به او مال زیاد داد ولی او در راههای حرام استفاده کرد

5-کسی که همسری دارداورا طلاق نمی دهد اما آزارش میدهد

چه کنیم تا امر به معروف ونهی از منکر در جامعه تحقق پیدا کندومو ثر واقع شود

 

1-ابتدا باید در جامعه برای مردم  واجبات ومحرمات  را بیان کنیم.در بسیاری از موارد که مردم واجبی را ترک می کنند یا حرامی را مرتکب می شوند به خاطر جهلشان است.شاید مطلب را به آنها نگفته اند یا جوری نگفته اند که برایشان جا بیفتد.پس باید اول برای مردم مطلب را جا انداخت.از امام صادق سئوال شد گناهان کبیره چه چیزهایی هستند؟

امام فرمودند:7چیز است که گناه کبیره ثبت شده است 1-کفروشرک به خدا2-قتل نفس3-عاق والدین شدن4-ربا5-مال یتیم را خوردن

6-فرار از میدان جنگ 7-از یک محیطی که محیط کفر بوده انسان به محیطی برود که بتواند وظایفش را انجام دهد ودوباره به آن سرزمین کفر برگردد.از امام پرسیدند آیایک درهم از مال یتیم خوردن بدتر است یا ترک کردن نماز.امام فرمودند:ترک نماز عرضکرد پس چرا ترک نماز را شما جزو گناهان کبیره نگفتید؟امام فرمودند:ترک نماز همان کفر است البته کافر اصطلاحی نمی شود ولی بی علت نماز را ترک کردن از مصادیق کفر است.پس روحانیون و علما ورسانه ها این مطالب را باید به مردم بگویند.البته مردم جامعه هم باید دنبال چیز یاد گرفتن باشد.آیاهمه رساله هاخوانده می شوند؟آیا همه به فکر ودنبال یاد گرفتن هستند.امام  صادق فرمودند:خدا فردای قیامت به من وشما ها می فرمایدآیا این مسئله را می دانستی ؟یا نمی دانستی؟اگر بگوییم میدانستیممی پرسد چرا عمل نکردید؟اگر بگوییم نمی دانستیم می پرسد چرایاد نگرفتید؟

خدای متعال به اهل علم واجب کرده است به مردم یاد بدهند وبه مردم واجب کرده یاد بگیرند.اگر در یک جامعه ای خلاف وبدعت صورت گیرد و عالم سکوت کند ومردم را روشن نکند از رحمت خدا دور است.تعدادی از دختر خانمهامسئله حجاب را نمی دانند.

خیلی وقتها باید زمینه گناه را از بین ببریم.قرآن فرموده تعاونو علی البر والتقوی ولا تعاونو علی الاثم والعدواناگر خود ما وسیله گناه را به خانه ببریم بعد هم احتمال دهیم که بچه هایمان استفاده غیر مشروع می کنند در اینجا خودمان زمینه گناه را پیش آوردیم.یا مثلا من یک مغازه دارم وبرای آن یک فروشنده زن می آورم با اینکه می دانم درمغازه من تا شب ده گناه انجام می شود اما به خاطر اینکه حقوق کمتر بدهم کارم را ادامه میدهم.گاهی وقتها رسانه هابه خاطر درآمد برنامه هایی نشان می دهندکه مردم را به گناه ترغیب میکنند که این خیلی مضر است.دربانکها واداره ها هم باید زمینه گناهان رااز بین ببریم

مثلا بعضی از قرضهایی که از بانکها گرفته می شود درآنها ربا صورت می گیرد ومردم نمی دانند اما بانکها باید رعایت کنندوزمینه ربا خواری را نباید پیش بیاورند.مقتضای هر مومنی این است که وقتی گناه زشتی را ببیند ناراحت شود از گناه وگناه کار به خاطر گناهش تنفر پیدا کند.اما بعداز ناراحت شدن باید ببینیم چگونه رفتار کنیم که موثر واقع شود مثلا گاهی با یک عصبانیت  وخشونت و تندی  با فرد رفتار می کنیم آن وقت اثر نمی گذارد .اگر با اخلاق خوب بگوییم بهتر است اما بسیاری از متدینین در همان مرحله اول با عصبانیت و خشونت رفتار می کنند.گاهی امر به معروف ونهی از منکر رااگر یکی بگوید اثر نمی گذارد ولی اگر تعداد بیشتری بگویند اثر می گذارد.امر به معروف از افراد مختلف ممکن است آثارش متفاوت باشد .گاهی یک حرف از پیر موثر است گاهی از یک جوان .گاهی از یک معلم گاهی از یک دوست اثر دارد. اگر افراد مختلف وظایفشان را در جاهای مختلف رعایت  کنند وزمینه های  گناه را ازبین ببریم امر به معروف ونهی از منکر موثر واقع می شود  ودیگر افراد شرور بر ما مسلط نمی شوند

ودعای ما مستجاب می شود.

آیا ماه صفر نحص است ؟

 

روزها وایام از نظر آفرینش  مثل هم هستند وبا هم فرقی ندارنداما به علت حوادثی  که در آنها رخ داده ویژه میشوند

مثلا ماهها همه ماه خدا هستند اما ماه رمضان به خاطر رحمت خدا شرافت پیدا کرده که به آن می گوییم شهرالله

درماه صفر به علت اتفاقهایی که دران افتاده از جمله رحلت رسول الله،شهادت امام حسن ،ورود اسرا به شام و

سختی هایی که خاندان پیامبر در این ماه تحمل کردند به این ماه نحوصت را نسبت داده اند وراه حل نجات از

بلاها دراین ماه دعا وصدقه وتوکل وتوسل  است.

شبهات در مورد گریه بر امام حسین

 

1-یک دسته از این شبهات قابل اعتماد نیستند چون ازطرف فرقه هایی مثل وهابیت مطرح شده است.آنها  اصلا گریه بر میت را

قبول ندارند.در حالیکه پیامبر بعداز جنگ احد بر شهادت حمزه عزادازی وگریه کردندوهمه را دعوت به گریه کردند

2-یک دسته می گویند گریه بر سیدالشهدا موجب تحریک علیه صحابه رسول الله می شودواین خلاف است چون صحابه مورد

تایید وآنها پرچمداران دین هستند.پرچمداران عاشورا از صحابه نبودند ولی جریانی که منتهی شد به عاشورابر میگردد به جریان

انحرافی که در صدر اسلام  به وقوع پیوست.اگر کسی زیارت عاشورا را بخواند ومصیبت امام حسین را دنبال کند میفهمد که

این جریان عمر سعدویزید نیست.عاشورا ادامه جریان انحرافی درصدر اسلام است.

3-دربعضی از آثارعرفانی هست که سیدالشهدا در روز عاشورادر میدان ضیافت بوده پس نباید براو گریه کرد.این بلاوشهادت

واسارت اهل بیت باطنش یک ضیافت بوده.البته این حرف غلط نیست چون وقتی ابن زیاد از زینب پرسید کار خدا را بابرادرت

چگونه دیدی ؟فرمودمن در کار خدا جز زیبایی ندیدم.ولی تمام انبیا بر عاشورا گریستند.پیامبر وحضرت علی وحضرت فاطمه مکرر بر عاشورا گریستند.آیا آن بزرگواران باطن عاشورا رانمیدیدند که گریه می کردند.ما یک روایت نداریم که روز عاشورا شادی کنید

یا روایتی که بیان کند یک معصوم روز عاشورا جشن گرفته نداریم درروایات سفارش به عزاداری بر امام حسین شده است درروز عاشورا

حادثه ی عاشورا گرچه باطنش ضیافت است ولی این حادثه دورو دارد یک روی حادثه اعظم ابتلائات است گر چه اصل این

ضیافت مال پیغمبر اسلام است ولی همه انبیا وملائکه و مقربین بر سر این سفره مهمان شده اند تا به قرب رسیدندبرای نوح وآدم و

زکریاروضه ی امام حسین را خواندند تا به شفاعت ایشانبرسند.درجات بهشت با عاشورا تقسیم می شود.بلای عاشورا بلایی استثنایی

است .هرکس می خواهد وارد آن ضیافت شود باید از این بلا بگذرد.بلا میدان جذبه های الهی است.

علت های جاودانگی عاشورا

 

1-توصیه وسفارشات اهل بیت عصمت وطهارت .آن بزرگواران می فرمودند آب که می خورید بر امام حسین سلام بفرستید وبر یزید

لعنت کنید.روایت است که اگر کسی در محرم پرچم سیاه بر در خانه اش بزند فاطمه زهرا صبح و شام بر اهل آن خانه دعا می کند

2-خدا در دل مومنان برای شهادت امام حسین حرارتی قرار داده که خاموش شدنی نیست.مرور زمان هر مصیبتی را کم میکند

ولی قیام امام حسین بعداز هزارو چند سال هنوز مصیبت تازه ای است

3-مشیت خدا این بود که این نام وعظمت واین شور حفظ شود.یکی از صفات خداوند حافظ است.مثلا بر کره زمین لایه ای

قرارداده تا شهاب سنگها نتوانند زمین را ذوب کنند .پوست بعضی از حیوانات درمناطق برفسیری به گونه ای است که در

سرمای 50درجه به درون بدنشان منتقل نمی شود.مرغابیهاواردکها وغازها پرو بالشان به گونه ای است که ضد آب است .

خداوند اشخاص را هم حفظ میکندازراه عادی مثلا خدا فرموده هیچ انسانی نیست مگر اینکه نگهبانی بر او باشدوفرموده او قدرتش

بالاتر از قدرت بندگان است وبرای شما حافظ می فرستد.غیر عادی هم خداوند میتواند هم اشخاص وهم اشیارا  حفظ

کندچند نمونه آن را ذکر می کنیم.خدا یونس را در شکم نهنگ حفظ کردوباز فرموده بر شما حافظانی هستند و همانها بزرگواران نویسنده هستند

این فرشتگان قبل از نوشتن اعمال ما حافظ ونگهبانان ما هستند.واز راه .عزیر رابعد از صد سال همراه با آب وغذا یش حفظ کرد

پیراهن امام حسین هنوز ازبین نرفته است درروایات هست اول محرم که میشود جبرئیل پیراهن امام حسین را آویزان می کند

امام زمان وقتی تشریف آوردند150 چیز از قبیل قرآن حضرت علی وعصای موسی را همراه دارند.چاه زمزم وچاههایی که حضرت

علی کندندهنوز به اراده ی خدا باقی مانده است.پس یکی از عواملی که باعث ماندن عاشورا شد اراده ی خدا بوده که مشیت او این

بوده که عاشورا تا قیامت حفظ شود.

 

امام حسین سفینه ی نجات است

در عالم ذر بشر با خدا  پیمانی را امضا کرده وعهد کرده که خدا را بپرستدووقتی که آمد اینجا عهد شکنی کرد. بشر که به این عالم

آمد حجاب پیدا کرد نسبت  به آن نوری که بالا بود به ظلمات آمیخته شد.خداوند فرموده انسان رادر زیباترین قوام آفریدیم سپس او را

به اسفل السافلین فرستادیم.در درون هر انسان یک یوسف هست ولی افتاده در یک چاه این چاه نفس ماست که یوسف وجود ما در آن گیر افتاده است.

یونس پیامبرقومش را نفرین کرد  همین که نشانه های قهر خدا پیدا شدیونس خودش را کنار کشید از شهر وبه ساحل دریا رفت سوار

کشتی شد درمسیر دریا نهنگ بزرگی جلوی کشتی را گرفت.آنها نگران شدند ومشورت کردند چه کار کنیم.گفتند یک طعمه جلوی او

بیندازیم.قرعه کشی کردند به اسم یونس افتاداما  .نتوانستند خودشان را راضی کنند سه بار قرعه زدند وبه اسم یونس درآمد.

یونس گفت من باید قربانی شوم.وخودش را درون آب انداخت نهنگ اورا بلعید.یونس در درون شکم نهنگ هیچ شکوه ای نکرد

فقط می گفت لا اله الا الله انت سبحانک انی کنت من الظلم.بالاخره خدا نهنگ را مامور کرد اورا کنار ساحل بیاورد واز شکمش

خارج کند.هر کدام ما یونسی رادر دهن نهنگ نفس خود زندانی کرده ایم واگر بخواهیم نجات پیدا کنیم باید خودمان را به تدریج با

عبادات وترک گناهان آزاد کنیم.امام حسین از هنگام تولد نور بوده ودرقتلگاه هم نورش عالم را گرفته خدا امام حسین را کشتی نجات

قرار داده وسه شرطی که برای آزادی ما از زندان نفسمان بیان شده است تقوی،مراقبه،توسل است وتوسل یعنی دست از دامن

امام حسین برنداریم.  

گریه بر امام حسین

خداوند در یک حدیث قدسی به پیامبر فرمود:اگر کسی طبق رضای من عمل کند 3چیز را برایش ملازمه می کنم

1-معرفتی از مقام شکر به او یاد می دهم که دیگر نسبت به نعمتها ناسپاسی نکند2-سر دوراهیها محبتی از خودم به او می دهم که محبت هیچ مخلوقی را بر محبت من ترجیح ندهد.روح انسان باید خیلی بزرگ باشد تا خدا را دوست داشته باشد

روح انسان باید به اندازه ای وسعت پیدا کند که دنیارا دوست نداشته باشد بلکه خدا واولیائ خدا را دوست داشته باشد. مقام

حبیب الله مختص 14 معصوم است یعنی خدا آنها را دوست دارد همه ی محبتش را نثار آنها کرده واگر هرکس به اندازه

ای که در سایه رسول خدا راه برود او هم محبوب خدا میشود.

3-درظلمت شب وروشنی روزمن با او خلوت ونجوا می کنم.در باطن او با او صحبت می کنم.در سر خودش با او حرف

می زنم اشتغالات روزش مانع نجوا با من نمی شود.اوتحصیل می کند ،اداره می رود ،بازار میرود اما بازبا من خلوت دارد.گفتگویش با مخلوق دیگر تمام می شود. همراهی غیر خدا را  تحمل نمی کند مگر برای خدا باشد مثل انبیا واولیا

که با محبت خدا سراغ مردم میروندوآنهارا هدایت می کنند.آنها اول با محبت خدا اهل مناجات شدند وازخلق بریدند.بعد

ماموریت پیدا کردند که مخلوقات را به خدا برسانندودستگیری از خلق کنند.اگر مومن به جایی برسد که به جای محبت

دنیا محبت خدارا داشته باشد آن وقت قیمت این دل زیاد می شود اگر بخواهیم بدانیم چقدر می ارزیم باید ببینیم دلمان جای

چه کسی است چه کسی را دوست داریم. خداوند همه ی خیرها را به 14 معصوم داده است.اگر بخواهیم بدانیم از این

خیرها به ما هم رسیده یا نه باید به خودمان نگاه کنیم اگر اهل طاعت را دوست داشته باشیم واز اهل معصیت بیزار باشیم

معلوم می شود که خیری در ما هست و خدا به خاطر آن مارا دوست دارد.اگر دیدیم اهل معصیت را دوست داریم واز

اهل اطاعت بیزاریم پس خیری در ما نیست وخدا مارا دوست ندارد.انسان همه ی وجودش همراه با محبوب هایش است

هم در دنیا هم درآخرت.یکی از اعراب با دیه نشین از رسول الله پرسید قیامت کی بر پا می شود. حضرت فرمودند:

تو برای قیامت چه آماده کردی ؟عرض کرد من زیاد اهل عمل نیستم اما یک سرمایه دارم وآن این است که شما را دوست

دارم.حضرت فرمودند:اگر راست بگویی در قیامت هم با من هستی

نزدیک ترین راه برای رسیدن به محبت خدا محبت معصوم است واز بین همه ی این راهها میان برترین راه گریه بر امام حسین است.

ورود به معرفت خدا از طریق عاشورا                                            

 

حضرت علی فرموده اند:خداشناخته نمی شود الا از طریق ما.البته نه به معنی اینکه خدا مجبور استاز طریق ما شناخته شود بلکه مشیت الهی این

بوده که ما را سبیل وصراط و باب شناخت خود قرار دهد.معرفت الله تدریجی حاصل میشود یعنی جمیع مراتب معرفت در دنیا را نمی شود بدست آورد.

صراط مستقیم راه معرفت خداست وبنا به فرمایش امام صادق صراط مستقیم همان اهل بیت هستند.معرفت خدا از این دنیا می گذرد اما دراینجا به پایان

نمی رسد.در دنیا شروع می شود ودر آخرت کامل میشود.این دنیا ظرفیت تحمل معرفت الهی را ندارد.هر کسی به اندازه ی خودش به معرفت خدا می رسد.اگر کسی در دنیا در صراط مستقیم که همان راه معرفت خداست باشد در آخرت هم می تواند آن را ادامه دهد .این تن باید رها شود. این تن

حجاب معرفت است وبعضی از حجابها بعد از مرگ از بین میرود.پس اینطور نیست که اگر کسی در این دنیا کاملا بندگی کرد می تواند به جمیع مراتب معرفت دست پیدا کند.حضرت موسی وقتی خواست خدا را مشاهده کند(البته نه با چشم سر) خدا برای اینکه به موسی بفهماند حتی کسانی که چشم

باطنی دارند(جز اهل بیت)نمی توانند در این دنیا به مقام رویت برسند به او فرمود:به کوه نگاه کن اگر کوه قرار پیدا کرد تو هم ما را می بینی

اما وقتی خدا بر کوه تجلی پیدا کرد کوه متلاشی شد وموسی مدهوش شد.

صراط مستقیم همان بندگی و صراط محبت وولایت امام است.انسان اگر در این محیط قرار گرفت آرام آرام انوار محبت الهی به قلبش وارد می شود.

امام باید این نور را وارد قلب انسان کند.در جامعه کبیره آمده است که همه معرفت خدا در وجود امامان تمام و کمال قرار گرفته است.14 معصوم

سر چشمه ی معرفت و محبت خدا هستند.اگر کسی 40روز خودش را برای خدا خالص کند چشمه های حکمت از قلبش به زبانش جاری می شود. یعنی

 به مقام معرفت می رسد ومقام معرفت جز با اعطای امام وولایت امام ممکن نیست.از امام باید این معرفت به انسان جاری شود اما اهل بیت برای رساندن معرفت لوازمی نیاز دارند. باید بلاها وسختیهایی را تحمل کنند.یکی از مهمترین ابزارها پیامبر برای رساندن معرفت بلایی بود که حضرت در

حادثه عاشورا تحمل کرد.در واقع عاشورا بلایی بود که پیامبر برای هدایت ما تحمل کرد.برای اینکه ما از عاشورا بهره مند شویم وبه معرفت برسیم 2

دستور داده شده است1-گریه وبکائ   2-زیارت

زوار امام حسین در قیامت بر سفره هایی از نور هستند.وروایت شده اگر کسی یاد مصائب  ما کندوگریه کند در معیت ما یعنی در صراطمستقیم  است  .                                                                                                                                                                                                                                                                                    

مجازات های دنیا

مجازات های دنیا سه دسته اند دسته اول تربیتی دوم- استدراج سوم- استیصال

ا – تربیتی  به دو دسته تقسیم می شوند ا-تطهیر -2 –ترفیع

ترفیع برای اولیاء و انبیاء است تا مقامشان بالا رود مثل حضرت علی که چندین بار دچار چشم درد شد.

تطهیر برای مومنان است هر گاه که خطایی انجام داد بلا سرش  می آید و این نشانه آن است خدا او را دوست دارد و می خواهد قبل از مرگش پاک شود و این از نشانه های خداست

دومین عذاب دنیا استدراج است که بنده ای که گناه و نافرمانی می کند اما خدا به او پول اولاد خانه و سلامتی می دهد

امام سجاد فرمودند اگر گنا ه کردید و اتفاقی برایتان  نیفتاد بترسید از این.

فرعون و قارون با این همه ظلمی که کردند یک با ر هم مریض نشدند

خداوند در سوره انعام فرموده آنهایی که رابطه اشان با خدارا قطع می کنند در یک مقطع همه چیز به آنها می دهیم

سومین عذاب دنیا استیصال است وقتی که پیمانه ی گروه دوم پرشد  خدا یکدفعه عذاب را نازل می کند مثل فرعون ،قارون

وقوم ثمود،قوم عاد،قوم لوط که دچار عذاب آنی شدند.

وقتی حضرت زینب وارد کاخ یزید شد یزید گفت:شما مصداق این آیه هستید که هر بلایی سر آدم می آید تقصیر خودش است

حضرت زینب وحضرت سجاد فرمودنداین آیه به ما ربطی ندارداین آیه رابخوان کافران فکر نکنند ما آنها را دوست داریم نه

اگر فرصت داده ایم می خواهیم پیمانه شان پر شود.بعد از واقعه کربلا  وقتی که موقع عذابش رسیدعمر سعد سرش بالای نی رفت وبچه ها سنگبارانش کردند.سر ابن زیاد راابراهیم پسر مالک اشتر از بدن جدا کرد.ابوالعباس سفاح هزار نفر از بنی امیه

را قتل عام کرد.قبرهای بنی امیه را می شکافتند جنازه ها را بیرون می آوردند وآتش می زدند.عبدالملک مروان هرکس را

که منصوب بود به بنی امیه همه را قتل عام کرد.

ابا خالد از امام سجاد پرسیدآثار گناه را نام ببرید؟امام فرمودندچهار گناه نعمت را از آدم می گیرد1-ظلم به مردم

متوکل عباسی در یک جشنی در حالیکه مست بود به حضرت زهرا ناسزا گفت  این اولین بار نبود که این کار را میکرد

پسرش که شیعه بود رنگش سرخ شد واز امام هادی حکم قتلش را گرفته بود به خاطرهمین در همان شب اورا به قتل رسانید.

2-جامعه ای که به خیر ومعروف بی توجه شود.حضرت عیسی با یارانش از روستایی رد می شدند دیدند روستا یکجا خراب شده وهمه مرده اند.یاران عیسی از او خواستند تا یکی از آنها را زنده کند وعلت را بپرسد. عیسی

هم فرمود من عیسی روح الله هستم یکی از شما بلند شود وهمان موقع یکی از آنها زنده شد.ازاو پرسیدند چرا عذاب یکجا بر شما نازل شد گفت به دو علت 1-حب دنیا2-حکومت ظالم را پذیرفته بودند

پرسیدند چرا تو زنده شدی ؟گفت:من جزئ گناهکاران نبودم.پرسیدند پس چرا عذاب شدی؟گفت چون ماساکت بودیم.

3-کفران نعمت4-شکر خدا را ترک کردن

7وظیفه ی ما در مقابل ولایت اهل بیت

امام باقر حدیثی ازحضرت علی نقل میکنند:شیعیان ما در مقابل ولایت ما7 وظیفه دارند

1-بذل وهزینه کردن در راه ولایت.گاهی جانی، گاهی مالی، گاهی زبانی،گاهی قلمی.بستگی به شرایط دارد

عمر بن حمق خدمت حضرت علی رسید وعرض کرد:من اگر از شما دفاع می کنم نه به خاطر فامیلی است نه توقع  حکومت

دارم ونه از روی جهالت ولکن به خاطر 5 چیز است

1-تو اول مومن به اسلام هستی2-جهاد شما از همه بیشتر است3-برادر پیامبر هستی4-جانشین پیامبر هستی5-همسر فاطمه هستی

بذل جانی مثل عبدالله بن بدیل در صفین در رکاب حضرت علی شهید شد.شخصی آخرین لحظات  زندگی او بالای سرش آمد وپرسید

آیا وصیتی داری گفت بله تا می توانید دست از حمایت علی برندارید .حضرت علی فرمودند خدا رحمتش کند تا زنده بود ما را یاری

کرد وحالا هم ما را حمایت می کند.عبدالله بن عفیف در مجلس ابن زیاد فریاد زد ای دروغگو ساکت باش وبعد هم شهید شد .

علامه امینی بذل با قلم انجام داد.گاهی با پول می شود بذل کرد مثلا برای شیعیان مراکز علمی ساخت

2-دومین وظیفه ی ما درمقابل ولایت دورهم جمع شدن بر ای احیا ی امرامامان.ایه 73 انبیا خداوند فرمود ما انبیا{یعقوب،اسحاق}را امام قرار دادیم تا مردم را هدایت کنند به واسطه ی ما

.روز قیامت مردم درجلساتی که در ان یادی از اهل بیت نشده  حسرت می خورند

3-همدیگر را دوست دارند برای هم نمی زنند.در بهشت مقامی هست خیلی عالی برای کسانی که به خاطر خدا همدیگر را دوست

دارند

4-وقتی ناراحت می شوند به هم ظلم نمی کنند

5-اسراف نمی کنند

6-برکت هستند برای همسایه ها و مجاورینشان

7-اگر با دیگران ارتباط دارند آنها را ازار نمی دهند