پیامبر صلوات الله علیه فرمود:من از فقر در آینده نگران نیستم و لکن از بر نامه ریز های غلط و بی تدبیری نگران هستم.زندگیهایی که در آغاز به طلاق انجام می شود از سوء تدبیر است .

حضرت علی (ع) فرمودند: دین بی تفقه فایده ندارد مثل خوارج که قرآن می خواندند ولی قرآن را نمی فهمیدند ،دنیایی که تدبیر نباشد بدرد نمی خورد ،عبادت و بندگی که تقوی در آن نباشد بدرد نمی خورد. بعضی ها خدمت پیامبر می رسیدند و نصیحت می خواستند پیامبر می فرمودندآخر کارت را بسنج با تدبیر طرح دوستی بریز . امام سجاد نوه ای داشت که به خاطر مبارزات سیاسی توسط هارون الرشید زندان شد و خیلی سخت گیری می کرد یک روز نامه ای نوشت به هارون و خیلی تندی کرد نسبت به اینکه در زندان به او خیلی سخت می گذرد. هارون هم نامه را خواند و جعفر برمکی نخست وزیرش را خواست و گفت زندان او را عوض کن تا رضایت ش را جلب کنی . جعفر برمکی سراغ آن شخص رفت و گفت می خواستی به خود من بگویی تا زندانت را عوض کنم . نوه امام باز هم شروع کرد به تند حرف زدن ،جعفر هم دستور داد گردنش را بزنند . و سرش را در راس هدایا گذاشت وبه حضور هارون الرشید فرستاد . هارون وقتی علت قتل را پرسید جعفر گفت چون به شما توهین کرد. هارون هم دستور داد همانجا گردن وزیرش را بزنند نه اینکه دلش برای آن زندانی می سوخت بلکه به خاطر نافرمانی او اینکار را کردجعفر برمکی بخاطر بی تدبیری سرش را بر باد داد . تدبیر کار عقل است .عقل باید غرایزرا مدیریت کند، زبان بیش از همه اعضاء محاکمه می شود.حجاج ابن یوسف ثقفی آمده بود در کوفه نیرو جمع کند علیه عبدالله زبیر ،دستور داد همه مرد ها جلوی مسجد جمع شوند. یک نفر بلند شد و گفت جناب حجاج من پسرم را می فرستم خودم را معاف کنید چون باید دو خانواده را سرپرستی کنم حجاج قبول کرد ولی گفت بقیه باید آماده باشند.همان موقع یک نفر بلند شد و گفت چرا به او اجازه دادی من خودم دیدم که او جزء قاتلین خلیفه سوم بود حجاج هم گفت اجازه ندهید او بیرو ن رود و همین جا گردنش را بزنید .خیلی چیز ها را که می دانیم نباید بگویم . در روایات کلمه ای داریم به نام حزم یعنی دور اندیشی . حدیث داریم حزم هنر و سرمایه  و زیرگی است. حزم باید قبل از جزم باشد.

 حضرت علی فرمودند: یک را ه دور اندیشی و تدبیر در زندگی استفاده از تجربه دیگران است . البته برای کسب تجربه دیگران باید ادب داشت حضرت یونس به حضرت خضر نگفت هر چه می دانی به یاد بده گفت آیا اجازه می دهی من مرید شوم تو مراد. ارتباط با بزرگتر ها زندگی را پویا می کند.دومین را دور اندیشی این است که رای را بچرخانیم یعنی آراء مختلف را بشنویم آن وقت از رای های مختلف نیکی و در ستی بیرون می آید سومین راه این است که باید آمادگی ایجادکرد نپختگی نتیجه نمی دهد.در مکه حرمت شراب صادر نشد چون مسلمانان خیلی به آن عادت داشتند.